پشت سکوتم ...
تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......
ستاره به ماه چشمک زد ، خورشید از خواب پرید و زمین کودکانه لباسی به جنس با غچه پوشید همه جا سبز شد !! زمستان کوله بارش را بست شور جرات گرفت وخستگی ترسید شکوفه سر گرم آرایش درختان خنده را دید که لی لی کنان می آمد وغم که داغ می شد، در حسرت دلتنگی ام مرد عشق پرنده شد ، از قفس پرید و دلم پرواز آموخت و پروا زکرد وبالا رفت سیب سرخ بیست ونهم را بویید و زندگی
بیست
ونه سالگی ام را عاشقانه گاز زد آزاده اسفند1386 در بهاری تازه دلهایتان عاشق صمیمی نورانی دریایی باشد و همیشه سبز باشید همچو بهار سال نو مبارک دوستتون دارم آزاده هنوز قلبم از لکه ای که بر دامنش نشاندی داغدار است و تمام من در نهایت پاکدامنی با سرخی آتشینش می سوزد ! نه لباس سفید درتنم تاب می آورد ونه لبخند بر روی لبانم بوسه می کارد شرم روی گونه هایم آوار است و فراق توست که در چشمان من حلقه ها ی اشک را می آراید انتظاری بی پایان در سینه ام بی قرار می کند و بغض آیینه ایست بی نظیر برای تکرار نبودن های تو آزاده 4/اسفندماه1386
و جعبه
ای پر از امید برایم هدیه آورد
![]()



