پشت سکوتم ...
تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......
تو نباشی خاموشی حاکم سرزمین عشق ماست آزاده
دلتنگ رفتن تو نیستم ! با منی
مثل نفس،
تو جریان داری!
بیشتر از خون
در رگ لحظه های من
به چشم هایم نگاه کن
نگاه پاییزیٍ من
به رنگ گل سرخ طعنه می زند
و باران همیشگی اش
آتش کینه را خاموش می کند
دم وبازدمم
هم کلاس عطر گلهای یاس اند
با هم مشق می نویسند
نقاشی می کشند
رنگ مي زنند و تو را ورق می زنند بیشتر از من بامنی
دیدی
دلتنگ تو نیستم!
آزاده
نهم ارديبهشت هزارو سيصد
هشتادو هفت 13.48pm
کاش من خواب می شدم و تو بی اختیار در من فرو می رفتی، نمی توانستی تنهایم بگذاری آزاده ۲۵/مرداد /۱۳۸۴ 



