تبليغاتX
پشت سکوتم ...

پشت سکوتم ...

تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......

ما رنج دراین کتاب بردیم بسی       معشوقه ی نیک ماست در هر نفسی

گویند به عاریت بده تا خوانیم             معشوقه به عاریت نداده است کسی!

جهت تهیه کتاب می توانید با نشر ثالث

آدرس: خیابان کریم خان - بین خ ایرانشهر و ماهشهر - پلاک  150

مراجعه بفرمایید

تلفن تماس: 

88325376-77
نوشته شده در 4 Feb 2009ساعت 9 AM توسط آزاده | |

خدایا کفر نمی گویم،

پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

نوشته شده در 29 Jan 2009ساعت 11 AM توسط آزاده | |