پشت سکوتم ...
تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......
ما رنج دراین کتاب بردیم بسی معشوقه ی
نیک ماست در هر نفسی گویند به عاریت بده تا خوانیم معشوقه به عاریت نداده است کسی! جهت تهیه کتاب می توانید با نشر ثالث آدرس: خیابان کریم خان - بین خ ایرانشهر و
ماهشهر - پلاک 150 مراجعه بفرمایید تلفن تماس: خدایا کفر نمی گویم، پریشانم، 
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو
در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از
این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و
ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس
سرشار است…


