تبليغاتX
پشت سکوتم ...

پشت سکوتم ...

تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......

سلام جناب آقای شریفی نیا

این روزا ما عزداریم ... امروزم عزادار شماییم ...

از روزی که شما رو توی مراسم تحلیف دیدم یک عالمه سوال اومده تو ذهنمو یه عالمه درد

... درد رودست خوردن ... نامردی دیدن ... تموم شدن یه آدم برات ... مرگ هنرپیشه ای

که برات عزیز بود !!!

آقای شریفی نیا شما دیگه چرا ؟؟؟

حضورامثال مایلی کهن ها و الماسی ها برای ما قابل هضم و درکه ولی شما چرا ؟

فکر می کردیم از ما هستین ... نبودین ؟یا نکنه عوض شدین  ؟مشه اینقدر عوض شده

باشین ؟ می شه بگین جریان چیه آقای هنر پیشه؟؟؟

زدین تو کار خرید و فروش ؟ فروش ما مردوتون ...

ما رو به چی فروختین؟؟؟به چقدر ؟؟؟ به کی ؟؟؟

نکنه دارین دوبتره نقش بازی می کنین ... سناریوش چیه ؟ کارگردانش کیه ؟

نکنه  آقای ده نمکی...  وزیر احتمالی آیندهو متخصص اجرای هر گونه پروژه اخراجیها!

انگار این سناریو رو نخونده قبول کردین ؟؟؟ کاش قبولش نمی کردین !!!

کاش می موندین با ما ... این سناریو فروش میلیادری نداره دیگه ... آخه این سناریوی

اخراجی های ابدیه !!!

بدونید دیگه به تماشای اخراجی های 3 نمی یایم ...

بدونید که اخراج شدید از قلب همه مایی که یه زمانی دوستون داشتیم ...

مردید واسه مون ...

آقای اخراجی ... الان که فکر می کنم می بینم چقدر نقش حاجی گیرینف توی اخراجی های

2 مناسبتون بود ... خودتون رو بازی می کردین انگار ...

یا نه همچین رفتین تو نقش که دیگه بیرون نیومدین ...

نون به نرخ روز خوری شما رو اینقدر پروار کرده بود و ما نمی دونستیم ؟

می دونید اونایی رو که پرواز می کنن میرن سلاخ خونه ها !؟!

آقای شریفی نیا ... این اسم دیگه مناسب شما نیست ...

یعنی به نظر من بی مسماست ...

عوضش کنید ... یه چیزی بذارید که به منش و رفتارتون باید ...

آقای بی شرف نیا

شاید ...

در آخرهم درگذشتتون رو به جامعه خس و خاشاک تسلیت می گم

و براتون از خداوند متعال طلب آمرزش می کنم ...

امیدوارم  بدونید چی بودید و چی شدید برای ما خس و خاشاک

....

  دوست عزیزم نشمیل

88/5/16

 

 

نوشته شده در 16 Aug 2009ساعت 3 PM توسط آزاده | |