تبليغاتX
پشت سکوتم ... - تنها نیستم

پشت سکوتم ...

تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......

                                

                                      

  

چیزی نگو

حقیقت را ورق نزن

از مرورش می ترسم

برو ...

و رها کن

برای همیشه برو!

  — – — –

 من  تنها نیستم

کسی اینجا هست

 که در  وجودش گم می شوم

 وخدا هر لحظه هم آغوشی ما را تماشا می کند

و صدای من در گوش خدا پُراست

هر آن ، می شکفم

گُر می گیرم ،

در او ، تا هیچ کجا راهی نیست

رسیدن ساده و جدایی محال

گم که  می شوم

هر آنچه  بخواهم مال من است

حتی خدا هم خدای من است

باور کن

وبرو...

بترسم بغلم می کند

سکوتِ سردِ ترس ،

ویرانی را لمس می کند

غم همبستردرد می شود

ناله می گریزد  

دریایی به جام شراب دلم

جاری می شود

عشق جریان می گیرد و

آزاده ، زنده می شود

در وجودش گم می شوم  

تمام هست ها یم ذوب می شود

آرام و بی فریاد م

لمسِ لذت با او داغ است

چقدر گم شدن در اورا دوست دارم

هر لحظه تجربه ی اوج بودن ، زنده است

 ومن در او شادم

   شادِ

   شادِ 

   شاد 

  — – — –           

اینبار باورم کرد!       

و برای همیشه رفت       

واو هرگز ندانست          

هم آغوشی من با خیال او بود    

 حقیقتم این است

 چه کسی می داند

 حقیقت چه ارزشی دارد؟؟؟       

 

آزاده

۳بهمن ۱۳۸۶

۱۵:۴۰

 

 

نوشته شده در 23 Jan 2008ساعت 5 PM توسط آزاده | |