پشت سکوتم ...
تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......
نه سرندی پیتی ای که عاشق رنگ صورتی اش شوم کجایند مریم گلی و آقای شوید؛ و کلانتری که مثل گارسونها برایشان غذا می برد نیست؟ راستی اسم پدر پسر شجاع چی بود؟ از عاقبت آن ۱۵ پسری که توی جزیره گیر کرده بودند هم خبری ندارم! چرا کسی صدای جیغ و فریادم را نمی شنود؟ گالونی کجایی؛ انریکو؛هادی هدی بیایید بیایید.......عروسکهای ناز؛ قصه را شما می سازید پت پستچی؛ پت و مت و آق بابا کجایند؟؟ دیده ایید وقتی کودکی می میرد مادرش چطور بالای قبرش داد و بیداد می کند وضجه می زند؟ نه مادر می فهمد چه می گوید ! نه کسانی که دور و برش ایستاده اند مادر یک عمر با بچه اش بوده و حالا تصویر همه ی آن یک عمرمثل برق ازجلوی چشمانش رد می شود و باعث می شود که هر چه به دهانش بیاید بگوید کارتونها برای من حکم همان تصاویر را دارند؛ نمی توانم در موردیک یکشان بگویم و آه نکشم و از بقیه حرف نزنم ؛چاره ی دیگری ندارم؛ کودک نازنین من سالهاست که مرده؛ کشته شده؛ راستش به طرزوحشیانه ایی تکه تکه شده . دقیقا از همان موقعی که تلویزیون یک دفعه خواست جايگاه خودش را با سگا؛ میکرو و هزار برنامه ی دیگر عوض كند. واقعا که ؟ قبلش فقط کوچه بود و کارتون؛ مطمئنم كه احمق بار نیامدیم؛ آن کارتونها چیزهایی به ما یاد دادند که توی صد تا مدرسه هم نمی توانستیم یاد بگیریم دلمان به همین چیزها خوش بود؛ به خدا زندگی می کردیم؛ زندگی... چیزی که الان معنی اش بالکل عوض شده شرافت کارتون زیر سوال رفته و لطافتش با حماقت عوض شده كجاييد؟؟؟ سه تا میمونی که بهترین داستانهای دنیا را تعریف می کردید؛ شیری که با دست تیتراژ را پاک می کردی و آخر سر می پریدی توی آب؛ رکسی که توی تیتراژ مهر می زدی؛ موش کوری که اسمت مول بود؛ گنجشکی که برای پسر مبتکر ادا در می آوردی؛ پا کوتاهی که همیشه باحنا بودی؛ پاریکالی که پرین مجبور شد بفروشدت و پیلا پیلایی که مدام دردسر درست می کردی و .... کجائید؟ بیایید؛ بیایید مثل همان مادر داغ دیده هیچ وقت باور نمی کنم که کودکم مرده است؛ولی کم کم باید قبول کنیم که او دیگر نیست؛ وجود ندارد خوش بینانه ترین حالتش این است که فرض کنم حالا بزرگ شده و رفته خانه بخت امیدوارم خوشبخت شود


