پشت سکوتم ...
تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......
وقتي پرنده ء نگاهت در چشمانم آشيانه ساخت اشكها بي خانمان شدند غم ها گريزان لبخند پناه يافت و صدايم شهامت گمشده اش را پيدا كرد لبم داغي بوسه ات را شناخت گوشم در را براي ميهمان باز كرد و دوستت دارم عاشقانه وارد شد خاطرهء تنهايي از دستانم پر كشيد ومن ايستادم شعر هايم شعر شد قلبم تپشي نو آموخت زندگي ام از سرخي رها شد و طعم ترش وشيرين انار زير زبانم مزه دار شد لبخند خدا زيبا تر و پناه دوامش بيشتر شد آزاده 25/بهمن/86 10:26 Pm

وقتي تو آمدي
وقتي تو آمدي
نوشته شده در 17 Feb 2008ساعت
8 PM توسط آزاده | |


