پشت سکوتم ...
تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......
هنوز قلبم از لکه ای که بر دامنش نشاندی داغدار است و تمام من در نهایت پاکدامنی با سرخی آتشینش می سوزد ! نه لباس سفید درتنم تاب می آورد ونه لبخند بر روی لبانم بوسه می کارد شرم روی گونه هایم آوار است و فراق توست که در چشمان من حلقه ها ی اشک را می آراید انتظاری بی پایان در سینه ام بی قرار می کند و بغض آیینه ایست بی نظیر برای تکرار نبودن های تو آزاده 4/اسفندماه1386
نوشته شده در 5 Mar 2008ساعت
1 PM توسط آزاده | |


