تبليغاتX
پشت سکوتم ... - تقدیم به کسی که با تمام وجود عشقم را باور کرد اما رفت...

پشت سکوتم ...

تنها چيزي كه از تو باقي مانده همين سكوت من است و ديگر هيچ.......

بوی آخرین روزهای سفر را می شنوم

دیگر نمی توانم زمان را از ساعتها بدزدم

لحظه ها در فرارند و ثانیه ها گنگ!

باور نمی کنم

اما...

باید راهی شوم

وقت تنگ است

قلب چمدانم را می بندم و تکه ای از تو را

آرام لابه لای دهلیزها و بطنها پنهان می کنم !

حال می دانم...

قابی نو برای عکست ساخته ام از جنس خون 

سفت می فشارمش 

چشمانم پر خون می شود

گونه هایم نمناکتر از باران شمال

باور نمی کنم   

آزاده  ...

۱۸شهریور۱۳۸۶

نوشته شده در 15 Jan 2008ساعت 1 PM توسط آزاده | |